چطور بفهمم شغل مناسب برای من چیست؟

۲۴ دی ۱۴۰۱

آمار بازدید : 346

انتخاب شغل مشابه انتخاب همسرتان برای ازدواج است. شما می خواهید با خوش قیافه ترین، باهوش‌ترین و دوست داشتنی ترین پسر یا دختر دنیا ازدواج کنید. تنها مشکل این است که معشوق شما ممکن است حاضر به ازدواج با شما نباشد زیرا ممکن است به دنبال بهترین ها برای خود باشد.

آرزوی شغلی کاملاً قابل پیش بینی است زیرا اکثر مردم مانند گوسفندان از گله پیروی می کنند. آنها می خواهند از طریق شغل خود به قدرت، ثروت و شهرت در جامعه دست یابند.

دسته اول افرادی هستند که به دلیل انتخاب نشدن برای آن شغل به شغل مورد نظر خود دست نمی یابند. سپس آنها به دنبال انتخاب شغلی پایین‌تر می روند تا زمانی که چیزی برای حفظ زندگی خود در دست داشته باشند. با این حال، آنها در طول زندگی خود ناراضی هستند زیرا نتوانستند شغل مورد نظر خود را بدست آورند.

دسته دوم افرادی هستند که در واقع به آنچه می خواستند می رسند، اما پس از مدتی متوجه می شوند که شغل برای آنها مناسب نیست. بنابراین آنها هم ناراضی هستند زیرا معتقدند که در یک حرفه اشتباه قرار گرفته اند.

یک مدیر در حال بازدید از یک بیمارستان روان‌پزشکی بود.

در اتاق اول مردی را دید که به شدت گریه می کرد و کارهای عجیب و غریب زیادی انجام می داد.

مدیر از مسوول بخش پرسید: «این شخص چرا روانی شد؟»

مسوول پاسخ داد: «آقا، او نتوانست با زنی که دوستش داشت ازدواج کند. او از زمانی که معشوقش با شخص دیگری ازدواج کرده است در این وضعیت قرار دارد.»

سپس آنها چند اتاق جلوتر رفتند و مرد دیگری را پیدا کردند که حتی شدیدتر رفتار می کرد.

مدیر دوباره پرسید: چرا این مرد اینقدر اوضاعش بد است؟

مسوول پاسخ داد: «چون با آن زن ازدواج کرد».

در واقع هیچ شغل مناسبی برای هیچ کس وجود ندارد، همانطور که هیچ همسر مناسبی برای کسی وجود ندارد.

شما می توانید هر شغلی را در دنیا انتخاب کنید و می توانید به شدت ناراضی باشید، مگر اینکه بخواهید خود را با نیازهای آن شغل وفق دهید و حرفه خود را یاد بگیرید.

هر زوج خوشبختی به شما خواهند گفت که خوشحال هستند، نه به این دلیل که عقد آنها را در آسمانها بسته اند و برای یکدیگر ساخته شده اند، بلکه به این دلیل که به یکدیگر احترام می گذارند و خود را تغییر می دهند تا با یکدیگر سازگار شوند.

 

سوالات متداول:

یکی از بزرگترین افسانه های نسل مدرن این است که شغلی وجود دارد که لذت بخش است.

در دنیای واقعی، همه مشاغل خسته کننده، یکنواخت و رنج آور هستند.

برخی از همان ابتدا رنج آور هستند.

برخی دیگر پس از مدتی رنج آور می شوند.

به همین دلیل است که کارفرما مجبور است بابت رنج شغلی به کارمند حقوق (غرامت) بپردازد.

اجازه دهید این موضوع را با چند مثال توضیح دهیم.

همه ما دوست داریم هر چند وقت یکبار فیلم ببینیم. با این حال، اگر از شما بخواهند چهار فیلم در روز تماشا کنید، آن را عذاب آور خواهید یافت.

اکثر مردم بر این باورند که شغل پلیس بسیار لذت بخش و ایده آل است. فکر میکنند آنها قدرت، ابهت و یونیفرم دارند و می توانند هر کسی را شکست دهند.

How a white police officer fresh from de-escalation training responded to a troubled black woman with a gun - The Washington Post

با این حال، در دنیای واقعی، آنها نیز توسط مردم و وکلا مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. آنها به دنبال عدالت برای خود هستند.

بعضی از خانواده های ایرانی مخالف صریح ازدواج دختران خود با مردان نظامی و پلیس هستند. حتی ممکن است مردی نظامی و پلیس باشد و مخالف سرسخت  ازدواج دختر خود با یک نظامی باشد، علت آن مشقات و سختی‌هایی است که در حرفه یک نظامی وجود دارد.

 

به همین ترتیب، همه مشاغل از جمله بازیگران سینما، سیاستمداران، مهندس نرم‌افزار، فوتبالیست ها و… یکنواخت، خسته کننده و رنج آور می شوند.

از این رو، تقریباً همه متخصصان برای پول (قانونی و غیرقانونی) کار می کنند.

اگر می خواهید شغلی را رها کنید، شکایت نکنید.

در پیام زیر حکمتهای زیادی وجود دارد:

ترجمه: کارمندان خوب گله و شکایت نمی کنند، آنها ترک می کنند.

 

با این حال، قبل از ترک کار فعلی خود، فراموش نکنید که شغل جدیدی پیدا کنید.

و انتظار نداشته باشید شغل جدیدتان برای مدت طولانی برایتان جالب بماند…

 

 

۲-چطور هدف زندگی و رسالت خود را پیدا کنم؟

یافتن هدف زندگی اصلاً سخت نیست زیرا به شدت معتقدم که هیچ هدفی از زندگی وجود ندارد.

من معتقدم هدف دادن به زندگی،مطمئن ترین دستور برای بدبخت کردن زندگی خود است.

  • اگر هدف زندگی شما تبدیل شدن به یک کارآفرین بزرگ باشد و شرکت شما با وجود همه کارهای شما شکست بخورد، زندگی شما ویران می شود.
  • اگر هدف شما از زندگی خدمت به مردم است و در این فرآیند همه چیز خود را از دست می دهید، از جمله آرامش ذهنی خود، زندگی شما پر از درد است.
  • اگر هدف شما این است که نویسنده ای بزرگ شوید و کتاب های شما منتشر یا فروخته نشود، زندگی شما بدبخت می شود.
  • اگر هدف شما از زندگی رسیدن به رستگاری/ رهبانیت(ترک دنیا) است، با رهایی از تمام تعلقات و لذت های دنیوی، زندگی تان را با ریاضت می گذرانید، زندگی شما از قبل بدبخت شده است.

با این حال، من نمی گویم که شما نباید هیچ هدفی از زندگی داشته باشید.

شما باید در هر مرحله از زندگی خود هدفی از زندگی داشته باشید.

با این حال، هدف شما از زندگی باید شبیه قلعه شنی باشد که توسط یک کودک ساخته شده است.

 

 

از روند ساخت قلعه لذت ببرید، با آن بازی کنید و سپس آن را تخریب کنید تا قلعه دیگری بسازید و بازی دیگری انجام دهید.

من به اهداف زندگی خود ادامه می دهم و زمانی که به اندازه کافی از آن استفاده می کنم، آنها را تخریب می کنم.

هرگز نباید فراموش کنیم که یک قلعه واقعی شبیه زندانی است که جسم و روح شما را تا آخر عمر زندانی می کند و نمی توانید زندگی کنید یا از زیبایی های دنیا لذت ببرید.

من ترجیح می‌دهم زندگی‌ام را به بهترین شکل بگذرانم تا اینکه هدفی از زندگی خلق کنم تا خودم را در قلعه خلقت خودم زندانی کنم.