بزرگترین «تله» زندگی که مردم در آن می افتند چیست؟

۱۳ آبان ۱۴۰۱

آمار بازدید : 468

بزرگ‌ترین دامی که بیشتر مردم در آن می افتند« تعقیب خوشبختی » است.

«تعقیب خوشبختی» آنقدر مهم تلقی می شود که بخشی از اعلامیه استقلال ایالات متحده شد. “زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی “

حتی ارسطو می‌گوید:«خوشبختی معنا و هدف زندگی، تمام هدف و غایت وجود انسان است».

با این حال شادی برای کسانی که به دنبال آن هستند یک توهم باقی می ماند.

با این حال، برای کسانی که حتی معنای خوشبختی را نمی دانند، رایگان است.

اوشو این را عاقلانه گفت:

“هیچ چیز خاصی در شاد بودن نیست – درختان خوشحال هستند، پرندگان خوشحال هستند، حیوانات خوشحال هستند، کودکان خوشحال هستند. چه چیزی در آن خاص است؟ این فقط یک چیز معمول در وجود است. هستی از چیزی به نام خوشبختی ساخته شده است. فقط نگاه کن! – نمی‌توانی این درخت‌ها را ببینی؟…خیلی خوشحالن. آیا نمی بینید که پرندگان آواز می خوانند؟ … خیلی خوشحالن. خوشبختی چیز خاصی ندارد. خوشبختی یک چیز بسیار عادی است.»

بیشتر انسان ها به ندرت خوشحال می شوند، زیرا ذهن آنها شرطی شده است که شادی طبیعی نیست، بلکه در واقع نتیجه چیزی بیرونی است مانند:

  • موفقیت
  • ثروت
  • قدرت
  • شهرت
  • عشق

اکثر مردم ناراضی هستند زیرا هرگز در زندگی خود به این چیزها به  عنوان خواسته خود دست نمی یابند.

آنها هنوز هم بهتر هستند زیرا حداقل می‌دانند که چرا ناراضی هستند.

متأسفانه، حتی کسانی که به آرزوهای خود می رسند نیز از خودشان ناراضی هستند.

آنها بدتر هستند زیرا نمی دانند چرا با وجود رسیدن به آنچه می خواهند ناراضی هستند.

در دنیای واقعی، روسای جمهور، نخست وزیران، میلیاردرها یا افراد مشهور به طور متوسط ​​شادتر از یک فرد عادی نیستند.

زندگی آنها اغلب بدتر است زیرا آنها چیز بهتری برای نگاه کردن به بالا ندارند و آنها فقط می توانند از موقعیت بالای خود پایین بیایند.

اسکار وایلد این را عاقلانه می‌گوید:« در زندگی فقط دو تراژدی وجود دارد: یکی نرسیدن به آنچه می‌خواهد و دیگری به دست آوردن آن ».

وقتی با دستیابی به چیزی در دام جستجوی خوشبختی قرار می گیرید، هرگز نمی توانید از آن خارج شوید.

وقتی شادی را در یک دستاورد پیدا نمی کنید، شروع به جستجوی شادی در نوع دیگری از موفقیت می کنید و این چرخه تا زمانی ادامه می یابد که خیلی پیر شوید.

در نهایت، متوجه می شوید که شادی همیشه در درون شما بوده است، اما هرگز به خود زحمت نداده اید که به درون خود نگاه کنید.